استاد محمد مجتهد شبستری تصریح کرد: اگر به كار فيلسوفان مسلمان در تفسيرهايي كه از قرآن دادهاند بنگريم در روش كار آنها حلقه مفقودهاي يافت ميشود. آنها بدون اينكه تئوري "فهم" مشخص كنند به تفسير قرآن پرداختهاند.
به گزارش ستاد خبری همایش "فلسفۀ اسلامی و چالشهای جهان امروز" استاد محمد مجتهد شبستری در دومین روز این همایش که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران برگزار شد با موضوع "نقدي بر تفسير فيلسوفان مسلمان از قرآن" سخنرانی کرد.
مجتهد شبستری در ابتدا گفت: اگر به كار فيلسوفان مسلمان در تفسيرهايي كه از قرآن دادهاند بنگريم در روش كار آنها حلقۀ مفقودهاي يافت ميشود. آنها بدون اينكه تئوري "فهم" مشخص كنند به تفسير قرآن پرداختهاند. بطوريكه اگر در متون تفسيري آنها دقيق شويم به تئوري فهم بر نميخوريم. بايد اين موضوع را مورد بررسي قرار دهيم كه منظور از تئوري فهم كه اينجا ارائه ميدهم و منظور من است به چه معناست.
این دینپژوه مطرح معاصر تصریح کرد: اين تئورياي كه من از فهم ارائه ميدهم و منظور من است قدمتي حدوداً 300 ساله دارد از زمان شلايرماخر به بعد بيان واضح پيدا كرده است. اين فهم، فهم اختصاصي عارفان از يك متن ديني نيست. ملاصدرا در مورد تفسير قرآن ميگويد كه تفسير او از قرآن اسرار آيات است و كليدهاي آگاهي از غيب را نشان ميدهد كه اين فهم منظور من نيست.
مجتهد شبستری معتقد است: فهمي كه منظور من است آن چيزي است كه همگان ميتوانند به طور بينالاذهاني به آن دسترسي داشته باشند. يعني اگر كسي چيزي ميخواند و ميگويد فهميدم بايد اين فهم را تبيين كنيم. ابنسينا 50 بار متافيزيك فارابي را خواند و گفت نفهميدم. بايد منظور از اين نفهميدن را تبيين نماييم و به اين مسئله فهم كه اينقدر صعب الوصول است بپردازيم.
وی افزود: بايد اين سوال مورد بررسي قرار گيرد كه مقدمات تجربي فهميدن چيست؟ انسان نگاه ميكند، الفاظ را ميبيند و متعاقباً فعل و انفعالاتي در ذهن او به وجود ميآيد. حال سوال اين است كه همين فعل و انفعالات همان فهميدن هستند و همين كفايت ميكند؟ يا فهميدن يك مقدمات غير تجربي و پيشيني دارد. كه در اين نوع نگرش اگر مقدمات وجود نداشته باشد فهميدن وجود ندارد.
اين فهمي كه من صحبت ميكنم فهم بينالاذهاني است و ميشود آنرا بر اساس زمينهها، قراين و غيره نشان داد.
سؤال اين است كه آيا فيلسوفان مسلمان به اينگونه فهم پرداختهاند؟ به نظر من اين گونه فهم نزد آنها ناشناخته بوده و به آن پرداخته نشده است.
مجتهد شبستری تأکید کرد: اگر اين فهم نباشد ارتباط برقرار كردن با قرآن حلقه مفقودهاي خواهد داشت. كاري كه فيلسوفان كردهاند اين بوده كه وحي را معنا كردهاند. مكانيسم ارتباط برقرار كردن با قرآن مسئلۀ مهمي است. مقبولترين نظريهاي در مورد كلام الله كه در حال حاضر كه در حوزه هم مورد قبول است كلام تمثلي است. يعني تمثل آنچه در عالم غيب است به عالم حس. سادهترين آن در گوهر مراد آمده است. بر اساس نظريۀ كلام تمثلي، نبي كسي است كه چنين كلام تمثلي دارد. عقبههاي ديگر نيز در مورد كلام الله وجود دارد. سؤال اين است كه فيلسوف از چه طريقي به اين ميرسد كه اين قرآن همان چيزي است كه كلام الله است.
او تصریح کرد: به نظر ميرسد اول معنايي براي نبي و نبوت كردهاند. بعد كساني كه نبوتشان پذيرفته شده را گفتهاند اين همان نبي است كه ما در موردش سخن گفتيم. سؤال اين است كه اين نبي كه ميگوييد فلان شخص است از چه طريق ميتوان اين موضوع را تبيين كرد كه اين شخص مصداق همان عبارات و تعاريف كلي از نبي است. البته منظور من فهميدني است كه همه به آن دسترسي داشته باشند و نه فهم عارفانه و فيلسوفانه كه مختص عدهاي معدود است.
این نوگرایی دینی معاصر افزود: لاهيجي در گوهر مراد سعي ميكند كه اين موضوع را تبيين كند. ولي او تا بحث نبوت به صورت فلسفي پيش ميرود ولي بعد از آن به صورت كلامي قضيه نبوت را تمام ميكند و نميتواند به صورت فلسفي آن را به سرانجام رساند . بالاخره قرآن يك متن همه فهم است و هم خداباوران و خدا ناباوران آن را ميفهمند. اين فهم همگاني قرآن چگونه حاصل ميشود؟ پس بايد يك نظريۀ فهم ارائه شود و مكانيسم فهم قرآن معلوم شود.
مجتهد شبستری معتقد است که اين مكانيسم را نه با فرضيۀ تمثلي بودن قرآن ميشود ارائه داد و نه با نظرياتي كه ميگويند قرآن مسموع از وحي توسط پيامبر است و نه با نظريات ديگر.
به نظر وی هنوز اين موضوع روشن نشده است كه ارتباط فهمي با قرآن چيست. مرحوم علامه به رغم اينكه كاري بزرگ و سترگ انجام داد كه قابل ستايش است ولي او نيز نتوانست اين خلا را پر كند. او ميگويد تفسير قرآن به قرآن ميكنم و آن تطبيق نخواهد بود. ولي مرحوم علامه نميگويد كه اين تفسير قرآن به قرآن چگونه شكل ميگيرد. تفسير ايشان در مفهوم هرمنوتيكي، تفسير نيست. به اين معنا كه ايشان بسياري از پيشفهمها را مسلم گرفته ولي آنچه كه او ميگويد تفسير قرآن به قرآن است و چيزي در آن دخيل نبوده، درست نيست.
او در انتهای سخنرانی خود گفت: دو تا موضوع را در مورد قرآن بايد در نظر داشت. اول آنكه شكي نيست كه قرآن يك متن همگان فهم است و همگان سطحي از آن را ميفهمند. موضوع دوم توجه به اين مسئله است كه هر متن انساني، به طريق همگان فهم جز يك متن تاريخي، انساني نميتواند باشد. تنها متن انساني، به طريق بين الاذهاني قابل فهميدن براي انسانها ميتواند باشد.